سيد محمد باقر برقعى
620
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
تكيه بر سايهء افكار زديم * سر بشكسته به ديوار زديم من و تو زردى پاييز شديم * هر دو از عاطفه لبريز شديم ما ز اخلاف گل دربهدريم * ما ز روييدن خود بىخبريم ما كه كابوس چمنزار شديم * پيش هر خار بسى خوار شديم حيف ما ريشه دوانديم به خاك * جسد پاره كشانديم به خاك خسته از خندهء ابليس شديم * باعث گريهء تنديس شديم من و تو لاشهء بوميم مگر ؟ * شكل بىحاصل موميم مگر ؟ من و تو سينهزنِ خويش شديم * آه در خلسهء درويش شديم من و تو فاجعهء گلزاريم * من و تو مرثيهء پيكاريم ما غريبيم ، بيا گريه كنيم ! * بىنصيبيم ، بيا گريه كنيم ! گل هوس در نگاهت گل هوس روييد * لرزه بنشست بر تبسّم بيد ابر سر را به آسمان مىزد * دل من تشنه بود چون خورشيد بر تنم عشق نام خود مىكند * يأس مىكوفت بر سر امّيد روى آيينهام غبار نشست * زندگى مشت بر سرم كوبيد داخل كوچههاى رگهايم * دلم از رهگذار مىپرسيد مىشود عشق را نوشت گناه ؟ * مىشود موى را نكرد سپيد ؟ فكاهى « 1 » دم هموطنهاى من گرم باد ! * رخ دشمنان خفته در شرم باد ! ندارد كسى دل چو ايرانيان * كه ايرانى افضل ز شير ژيان كه دل همچو كوه است و امّيد دشت * چه تهران ، چه مشهد ، چه تبريز و رشت
--> ( 1 ) - افزايش قيمت تخم مرغ ، باعث سكتهء پيرزن روسى شد . ( كيهان )